جادوی نگاهت
آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست .
![]()
جادوی نگاهت
آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست .
![]()
درتنگنای کوچه باغ زندگی دنبال نقطه ای هستم از حس و وفا ،
کمی هم صداقت که برایش دلی صفا دهم ،
روحی را جلا دهم با بالهایش تا رویا سفر کنم
بستایمش و برایش از زندگی بخوانم
از سرای نیلوفری از نقاط تاریکی و اندوه دلم با خبرش سازم
برایش از درخت خشکیده بی روح ترانه ای بخوانم ،
شعری بسازم و از آن برگی بچینم ،
رنگ زرد به رنگ تمام بی رنگی ها آن را با نقطه عطف دلم در آمیزم
و با دستانم که همیشه مملوء از پائیز است
از کوچه های تنگاتنگ تقدیر عبور کنم ولی افسوس که هنوز این نکته برایم کور است
نقطه ای که اوج احساس و وفاداری من است
به راستی که درد عجیبی است ..
(((بیا ساده باشیم و آنچنان ساده باشیم که مهربانی را ببینیم)))
کاش می دونستی چقدر دلم بهانه تو را میگیره هر روز
کاش می دونستی چقدر دلم از این روزهای سرد
بی تو بودن گرفته

کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت
گرمی نفسهایت، مهربانی صدایت تنگ شده
کاش می دانستی چقدر دلواپس توام
کاش می دانستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام
و چقدر به حضور سبزت محتاجم
و همیشه از خودم می پرسم
این همه که من به تو فکر کنم
تو هم به من فکر می کنی؟
اگر کسی رو دوست داشته باشی نمی تونی تو چشماش زل بزنی
نمیتونی دوریش رو تحمل کنی
نمی تونی بهش بگی چقدر میخوایش
واسه همینه عاشقو دیوونه میشی

گر خواهی جهان در کف و اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد.
یه نفر...
یه جایی...
تمام رویاهاش لبخند توست وزمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزش .
پس هر وقت احساس تنهایی کردی این حقیقت وبه خاطر داشته باش که

یه نفر ...
یه جایی ...
به تو فکر میکنه و دوستت داره ![]()