هشت بهشت
X
تبلیغات
رایتل

هشت بهشت
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام ، با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
Home Post Contact Rss Mobile Version


روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام

سینه ام آتش گرفت از غربت تنهائی ام

 

سایه ای از یک جنون جانگزا گسترده است

در بیابانها طنین نالهٔ لیلائی ام

 

روز و شب چون موج سر بر صخره دارداشک من

ای به قربان خیالت دیدهٔ دریائی ام

 

آرزو دارم به کویت  پر بگیرم  تا افق

من که چون پروانه ها همزاد بی پروائی ام

 

هر کسی می بیندم‌ دیوانه میخواند مرا

گوئیا من تا ابد محکوم این رسوائی ام

[ جمعه 4 اردیبهشت 1394 ] [ 16:43 ] [ حسین محمدنژاد ]

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
امکانات وب
تعداد بازدیدکنندگان: 404445

استخاره با قرآن

هدایت به بالا