هشت بهشت
X
تبلیغات
رایتل

هشت بهشت
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام ، با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
Home Post Contact Rss Mobile Version

تو را آن گونه می خواهم که باغی باغبانش را

شبیه مادر پیری که می بوسد جوانش را

 

من آن سرباز دلتنگم که با تردید در میدان

برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را

 

پریشانم شبیه پادشاهی خفته در بستر

که بالای سرش می بیند امشب دشمنانش را

 

تو در تقویم من روزی نوشتی دوستت دارم

از آن پس بارها گم کرده ام فصل خزانش را

 

شبی در باد می رقصند موهایت ، یقین دارم

شبی بر باد خواهد داد مردی دودمانش را

 

پرستویی که با تو هم قفس باشد نمی ترسد

بدزدند آب و نانش را ، بگیرند آسمانش را

 

تو ماهی باش تا دریا برقصد ، موج بردارد

تو آهو باش تا صیاد بفروشد کمانش را

 

من آن مستم که در میخانه ای از دست خواهد رفت

اگر دستان تو پر کرده باشد استکانش را

[ دوشنبه 15 شهریور 1395 ] [ 15:14 ] [ حسین محمدنژاد ]

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
امکانات وب
تعداد بازدیدکنندگان: 404733

استخاره با قرآن

هدایت به بالا