هشت بهشت
X
تبلیغات
رایتل

هشت بهشت
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام ، با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
Home Post Contact Rss Mobile Version

چشم اش به دردناکی شب ها بود

شب های دم گرفته طوفانی

زیبایی غریب غمینی داشت

چون ترمه های کهنه ایرانی

 

تابوت سینه اش تهی ازدل بود

یخ بسته بود جوی نگاه او

گویی که سایه های فراموشان

ماسیده بود بر تن راه او

 

باجادوی شراب به خوابم بست

بازوی گرم برتن سردم یافت

معتاد خون تلخ شیاطین بود

دردا که سرب در رگ خشکم یافت

 

آن شب درید سینه ی مردی را

مردی که شادمانی اش از غم بود

مردی که در به در پی خودمی گشت

مردی که قفل بان  جهنم بود

 

چشمش به دردناکی شب ها بود

شب های دم گرفته طوفانی

زیبایی غریب غمینی داشت

چون ترمه های کهنه ی ایرانی

 

[ شنبه 5 فروردین 1396 ] [ 00:43 ] [ حسین محمدنژاد ]

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
امکانات وب
تعداد بازدیدکنندگان: 404733

استخاره با قرآن

هدایت به بالا